كنم قربانت جان را اي دوست
دهم سربرسرپيمانه اي دوست
دلي دارم در اتش خانه كرده
ميان شعله ها كاشانه كرده
دلي دارم كه از شوق وصالت
وجودم را ز غم بيگانه كرده
من ان اواره بشكسته حالم
منم ان مرغ سرگردان تنها
پريشان گشته شد يكباره حالم
ز هرسر سر بر سجاده كردم
دعايي بهر ان دلداده كردم
برچسب: دوست یابی,دوستت دارم,دوست دختر,دوست,دوست دختر یابی,دوست دارم,دوست داشتن,دوستی,دوست یابی تهران,دوستی ها,
نویسنده: مهسا مهدوی